تبليغاتX
برای رفتن منتظر هم پا نمان... شاید هرگز نیامد !پاهای بو گندو

به کسی که همیشه تنهاست نزدیک نشو...
چون یک روزی حتما تنهات می ذاره!!




+ مورخ یکشنبه چهاردهم تیر 1388 رد پای یک جفت پا در 0:28 AM


1. رئیس جدید دانشکده از رئیس آموزش خوشش نمیاد.

2. یک جلسه پرسش و پاسخ از طرف رئیس دانشکده ترتیب داده شده. خودش و دوتای دیگه که رئیس باهاشون حال نمی کنه اون بالا نشستن. بچه ها شروع به پرسش می کنن. اول دو سه تا گیر اساسی و.. می گن که جدا کردن دختر پسرا توهین به شخصیتشونه. می گن که دوست دارن تو دانشکده سیگار بکشن و این حقشونه. می گن که فاطی کماندو حق نداره به دخترا گیر بده و پسرا اینو حتا توهین به شعور خودشون می دونن. (همه این اتفاقها با قیل و قال می افته. بچه ها دنبال آزادین.) بعدش

3. رئیس دانشکده قول میده که پارتیشنای کتابخونه یا هرجای دیه جمع بشه. فاطی کماندو عزل بشه. یک اطاقک سیگار گوشه حیاط ساخته بشه! و...

4. رئیس آموزش عزل میشه! همین و بس...

5. اونایی که اون روز خون خونشون رو می خورد و فریاد میزدند. گریه می کنند وقتی می فهمند، چه حرفایی زدند.. و فقط یک بازی گردان بودند!!!




+ مورخ دوشنبه یکم تیر 1388 رد پای یک جفت پا در 4:47 AM


حرف زبانم را می فهمید...

اما

حرف دلم را نه!




+ مورخ جمعه پانزدهم خرداد 1388 رد پای یک جفت پا در 1:18 PM